خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : شهيدي )
8
نهج البلاغة ( فارسي )
( 2 ) از خطبههاى اوست كه پس از بازگشت از نبرد صفيّن خوانده است او را سپاس مىگويم كه زيادتخواه نعمت اويم . گردن نهادهء عزّت اويم . پناه خواه از معصيت اويم ، و نيازمند كفايت اويم . هر كه را راه نمايد گمراه نباشد ، و دشمنش را كسى پناه نباشد و آن را كه او كارگزار شد ، نيازى به مال و جاه نباشد . هر چه سنجند به پاى سپاس او نرسد و هيچ اندوختهاى به بهاى او نرسد . گواهى مىدهم كه خدا يكتاست ، انبازى ندارد و بىهمتاست . گواهيى از روى اعتقاد و ايمان ، بىآميغ برآمده از امتحان . چند كه ما را زنده مىدارد اين گواه دستاويز ماست و ذخيرهء دشواريهاى روز رستاخيز ماست ، كه گواه به يگانگى او ، نشانهء استوارى ايمان است و سرلوحهء نيكوكارى و احسان ، و مايهء خشنودى خداى رحمان ، و سلاح جنگ با شيطان ، و گواهى مىدهم كه محمّد ( ص ) بندهء او و پيامبر اوست . او را بفرستاد با دينى آشكار ، و نشانههايى پديدار ، و قرآنى نبشته در علم پروردگار . كه نورى است رخشان ، و چراغى است فروزان ، و دستورهايش روشن و عيان . تا گرد دودلى از دلها بزدايد ، و با حجّت و دليل ملزم فرمايد . نشانههايش ببينند و بيش نستيزند ، و بترسند و از گناه بپرهيزند . و اين هنگامى بود كه مردم به بلاها گرفتار بودند ، و رشتهء دين بريده و كشتىهاى يقين ناپايدار . پندار با حقيقت به هم آميخته ، همهء كارها در هم ريخته . برونشو كار دشوار ، در آمدنگاهش ناپايدار ، چراغ هدايت بىنور ، ديدهء حقيقت بينى كور ، همگى به خدا نافرمان ، فرمانبر و ياور شيطان ، از ايمان روگردان . پايههاى دين ويران ، شريعت بىنام و نشان ، راههايش پوشيده و نا آبادان . ديو را فرمان بردند ، و به راه او رفتند و چون گله كه به آبشخور رود پى او گرفتند . - تخم دوستىاش در دل كاشتند - و بيرق او را برافراشتند حالى كه فتنه چون شترى مست آنان را